الفيض الكاشاني

54

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى )

من اگر خارم و گر گل « 1 » چمن آرايى هست * كه از آن دست كه مىپروردم مىرويم ديگر چون « 2 » در ورطهء « 3 » عُظمى مثل غرق يا حَرق « 4 » يا امثال آن‌ها افتادى و از جميع خلايق مأيوس گشتى و مدد همه را به يك سو نهادى مىبينى كه چون دلت متعلق مىشود به رهانندهء قادرى ، و چگونه استغاثه مىنمايى به فرياد رسندهء حاضرى كه پناه درماندگان و چارهء بيچارگان است . به ورطه‌اى كه شدى نا اميد از همه كس * ببين به كيست اميدت بدان كه اوست خداى « قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ » « 5 » . جنيد را از دليل بر اثبات صانع پرسيدند ، گفت : « لَقَدْ أَغْنَى الصَّبَاحُ عَنِ الْمِصْبَاحِ » « 6 » . و بالجمله هستى حق در غايت ظهور است و فطرت‌هاى مستقيمه

--> ( 1 ) . نسخهء « م » و « ث » : « من اگر خارم اگر گل » . ( 2 ) . نسخهء « م » : « چه » . ( 3 ) . گرداب ، هر امرى كه نجات از آن دشوار باشد . ( 4 ) . سوختن . ( 5 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « بگو اى محمد مشركان را : خبر دهيد مرا ؛ اگر بيايد شما را عذاب خدا ، يا بيايد ساعت - يعنى قيامت - آيا غير خداى را خواهيد خواند كه به فرياد شما برسد اگر راست مىگوئيد كه غير خدا آفرينندهء شماست ، بلكه او را خواهيد خواند در آن وقت تا گشايش دهد آنچه را به آن مىخوانيد اگر خواهد ، و فراموش مىكنيد آنچه را بدان شرك مىآوريد ، يعنى بتان » . انعام ، آيهء 40 و 41 . ( 6 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « به تحقيق كه روشنى صباح بى نياز گردانيد مرا از روشنى چراغ » .